April 30th, 2012

April 27th, 2012

Tehran / ValiAsr Street

April 26th, 2012

April 18th, 2012

April 15th, 2012

April 15th, 2012

نگاه می کنم و نمی فهمم
که طبیعت کدام است
انگار تنها رنگ های تواند که به چشم می آیند
انگار که گل ها تویی
تو اولین سبزه زاری هستی که میدیدم دارد راه می رود می دود
تو از تمام ِ رود هایی که دیده بودم جاری تری
تو آن سرزمینی هستی که باید در آن زندگی کرد
تو آن سرزمینی که هیچ کس در آن خانه اش را ترک نمی کند
لبخند ات به گل ِ سمجی می ماند که از شیار ِ خشک ِصخره ها بیرون می زند
کجا دیگر چروک های صورتی تا به این اندازه زیباست ؟
نمی توانم
نمی توانم ..نمیشود تو را انکار کرد
تو زیباترین و دورافتاده ترین سرزمین ِ دنیایی
[شهرزاد.ع]

April 13th, 2012

نگاه می کنم و نمی فهمم
که طبیعت کدام است
انگار تنها رنگ های تواند که به چشم می آیند
انگار که گل ها تویی
تو اولین سبزه زاری هستی که میدیدم دارد راه می رود می دود
تو از تمام ِ رود هایی که دیده بودم جاری تری
تو آن سرزمینی هستی که باید در آن زندگی کرد
تو آن سرزمینی که هیچ کس در آن خانه اش را ترک نمی کند
لبخند ات به گل ِ سمجی می ماند که از شیار ِ خشک ِصخره ها بیرون می زند
کجا دیگر چروک های صورتی تا به این اندازه زیباست ؟
نمی توانم
نمی توانم ..نمیشود تو را انکار کرد
تو زیباترین و دورافتاده ترین سرزمین ِ دنیایی
[شهرزاد.ع]

April 12th, 2012

نگاه می کنم و نمی فهمم
که طبیعت کدام است
انگار تنها رنگ های تواند که به چشم می آیند
انگار که گل ها تویی
تو اولین سبزه زاری هستی که میدیدم دارد راه می رود می دود
تو از تمام ِ رود هایی که دیده بودم جاری تری
تو آن سرزمینی هستی که باید در آن زندگی کرد
تو آن سرزمینی که هیچ کس در آن خانه اش را ترک نمی کند
لبخند ات به گل ِ سمجی می ماند که از شیار ِ خشک ِصخره ها بیرون می زند
کجا دیگر چروک های صورتی تا به این اندازه زیباست ؟
نمی توانم
نمی توانم ..نمیشود تو را انکار کرد
تو زیباترین و دورافتاده ترین سرزمین ِ دنیایی
[شهرزاد.ع]

April 10th, 2012


نگاه می کنم و نمی فهمم
که طبیعت کدام است
انگار تنها رنگ های تواند که به چشم می آیند
انگار که گل ها تویی
تو اولین سبزه زاری هستی که میدیدم دارد راه می رود می دود
تو از تمام ِ رود هایی که دیده بودم جاری تری
تو آن سرزمینی هستی که باید در آن زندگی کرد
تو آن سرزمینی که هیچ کس در آن خانه اش را ترک نمی کند
لبخند ات به گل ِ سمجی می ماند که از شیار ِ خشک ِصخره ها بیرون می زند
کجا دیگر چروک های صورتی تا به این اندازه زیباست ؟
نمی توانم
نمی توانم ..نمیشود تو را انکار کرد
تو زیباترین و دورافتاده ترین سرزمین ِ دنیایی
[شهرزاد.ع]

April 7th, 2012

نگاه می کنم و نمی فهمم
که طبیعت کدام است
انگار تنها رنگ های تواند که به چشم می آیند
انگار که گل ها تویی
تو اولین سبزه زاری هستی که میدیدم دارد راه می رود می دود
تو از تمام ِ رود هایی که دیده بودم جاری تری
تو آن سرزمینی هستی که باید در آن زندگی کرد
تو آن سرزمینی که هیچ کس در آن خانه اش را ترک نمی کند
لبخند ات به گل ِ سمجی می ماند که از شیار ِ خشک ِصخره ها بیرون می زند
کجا دیگر چروک های صورتی تا به این اندازه زیباست ؟
نمی توانم
نمی توانم ..نمیشود تو را انکار کرد
تو زیباترین و دورافتاده ترین سرزمین ِ دنیایی
[شهرزاد.ع]

می خواهم در طرح 1000 تومانی محک شرکت کنم