April 30th, 2011

April 27th, 2011

April 21st, 2011

یک روز بیدار می شویم و می بینیم که نمی خواهیم فکرمان هیچ جا برود،نمی خواهیم فکر کنیم به چیزهای نیامده و کارهای نکرده و کرده و هر آن چه که پیش یا بعد از این ممکن است اتفاق بیافتد. و اصلا نمی خواهیم فکری وجود داشته باشد تا یادمان بیاید که هنوز هستیم و هنوز خیلی کارها می شود کرد. می فهمیم دیگر پایین تر از این، تحمل ناپذیرتر از این ، ممکن نیست …
بعضی مان یک مرتبه بیدار می شویم، بعضی آهسته و بعضی هیچ وقت …

/ بگذار همین طور ادامه پیدا کند / از مجموعه داستان ” سمت تاریک کلمات” نوشته ی حسین سناپور

April 12th, 2011

April 6th, 2011

می خواهم در طرح 1000 تومانی محک شرکت کنم